اصطلاحات بازاریابی وابسته (Affiliate Marketing) شامل موارد زیادی است. کلمات، اصطلاحات و مفاهیمی که در زیر توضیح داده شده است از گوشه و کنار اینترنت و از صفحات مربوط به این حوزه جمعآوری شدهاند. بازاریابی آنلاین، بهینهسازی موتور جستجو (SEO)، سوپر افیلیت، برنامههای همکاری در فروش، بازاریابی اجتماعی، PPC، CPC، CPA یا CPO و تعداد بسیار زیادی اصطلاح دیگر…
افیلیت مارکتینگ یکی از ستونهای مارکتینگ در دنیای شرطبندی آنلاین است. البته واژههای معرفی شده در این مطلب بین تمامی حوزههای افیلیت مارکتینگ مشترک است.
حرف A
Affiliate (همکار فروش / ناشر): فرد یا کسبوکاری که در ازای دریافت کمیسیون (حقالعمل)، از طریق تبلیغ محصولات یا خدمات یک فروشنده در وبسایت خود، اقدام به جذب مشتری، لید (سرنخ) یا کلیک میکند. همکار فروش از ابزارهایی مانند بنرهای تبلیغاتی یا لینکهای متنی یا اپلیکیشنها برای هدایت ترافیک وبسایت به سایت (Landing Page) فروشنده استفاده میکند.
Affiliate Fraud (تقلب در همکاری فروش): تلاشی کلاهبردارانه و رایج برای ایجاد کمیسیون غیرقانونی در مدل پرداخت بهازای کلیک (PPC). در این روش، یک اسکریپت خودکار (ربات) یا یک شخص حقیقی، رفتار یک کاربر واقعی را تقلید کرده و روی تبلیغات کلیک میکند.
Affiliate Link (لینک اختصاصی افیلیت): لینک اختصاصی که در سایت همکار فروش قرار میگیرد و به فروشنده (Merchant) اطلاع میدهد که یک تراکنش یا بازدیدکننده از طرف آن همکار خاص به وبسایت ارسال شده است. رفتار مشتری از طریق این لینک قابل ردیابی است.
Affiliate Marketing (بازاریابی اشتراکی / همکاری در فروش): یک استراتژی محبوب در بازاریابی اینترنتی که در آن، یک کسبوکار بر اساس فروش یا جذب مشتری، به همکارانی که محصولات/خدمات آنها را تبلیغ کرده و ترافیک ارسال کردهاند، کمیسیون پرداخت میکند.
Affiliate Manager (مدیر همکاری در فروش) – همچنین رجوع شود به AM: شخصی که مسئولیت مدیریت برنامه همکاری در فروش و حمایت از همکاران را برای ارسال ترافیک و کسب درآمد بر عهده دارد. معمولاً این شخص مالک یا ایجادکننده برنامه افیلیت است.
AM (مخفف Affiliate Manager): فردی که اغلب مسئول ایجاد و نگهداری یک برنامه همکاری در فروش است. مدیر افیلیت در کنار بخش خدمات مشتریان، به عنوان شخص رابط برای پاسخگویی به همکاران فروش فعالیت میکند.
Affiliate Program (برنامه همکاری در فروش): برنامهای که از طریق آن، فروشنده در ازای ایجاد کلیک، لید یا فروش، به همکار فروش کمیسیون پرداخت میکند. این برنامه با نامهای دیگری مانند برنامه شرکا (Associate/Partner)، معرف (Referral) یا تسهیم درآمد (Revenue Sharing) نیز شناخته میشود. این برنامه ممکن است بخشی از سایت اصلی یا به عنوان سیستم کاملا مجزا طراحی شود.
Affiliate Program Directory (دایرکتوری برنامههای افیلیت): بانک اطلاعاتی یا فهرستی از برنامههای همکاری در فروش که شامل اطلاعاتی درباره نرخ کمیسیون، تعداد همکاران، ارائهدهندگان راهکار و موارد دیگر است.
Affiliate Solution Provider (ارائهدهنده راهکارهای افیلیت): شرکتی که شبکه (Network)، نرمافزار و خدمات مورد نیاز برای ایجاد و ردیابی (Tracking) یک برنامه همکاری در فروش را فراهم میکند.
A.I.D.A.S (مخفف توجه، علاقه، تمایل، اقدام، رضایت): مخفف شناختهشدهای که اهداف یک وبسایت را برای بازدیدکنندگانش توضیح میدهد. این مدل در متون تبلیغاتی (Copywriting) و طراحی وب برای کسبوکارهای آنلاین و آفلاین کاربرد دارد. یک استراتژی بازاریابی طبق مدل AIDAS باید:
- Attention: توجه مشتری احتمالی را جلب کند.
- Interest: ایجاد علاقه کند.
- Desire: از طریق مشوقها و استدلالها، تمایل ایجاد کند.
- Action: با مراحل خرید آسان، منجر به اقدام (خرید) شود.
- Satisfaction: در نهایت با قابلیت استفاده آسان و کالای مرغوب، رضایت ایجاد کند.
Associate (شریک / همکار): مترادفی برای کلمه Affiliate.
Attention, Interest, Desire, Action, Satisfaction (توجه، علاقه، تمایل، اقدام، رضایت): پنج مرحله در مدل AIDAS که مراحل روانشناختی طی شده توسط مشتری را پیش از یک خرید موفق نشان میدهد.
حرف B
B2B – همچنین رجوع شود به Business-To-Business: اصطلاحی که برای تأکید بر فرآیندهای خرید بین «کسبوکارها با یکدیگر» (به جای فروش مستقیم به مصرفکننده نهایی) به کار میرود.
Banner Ads (تبلیغات بنری): یک ابزار رایج در بازاریابی اینترنتی که اجازه میدهد لینکهای تبلیغاتی در قالب تصویر، ویدیو یا انیمیشن نمایش داده شوند.
Backlinks (بکلینکها): لینکهای ورودی از یک وبسایت یا صفحه وب به وبسایت دیگر. بکلینکها به وبسایتها کمک میکنند تا کیفیت و محبوبیت خود را ثابت کرده و رتبه (Rank) خود را در موتورهای جستجو مانند گوگل افزایش دهند. لینکها میتوانند follow، no-follow یا sponsored باشند.
Base Commission (کمیسیون پایه): پاداش اولیهای که توسط برنامههای همکاری در فروش به همکاران (افیلیتهای) جدید در ازای ایجاد فروش، لید یا کلیک ارائه میشود.
Brick-And-Mortar Business (کسبوکار سنتی / فیزیکی): اصطلاحی که عمدتاً در فضای کسبوکارهای آنلاین برای تعریف مشاغلی که خارج از فضای مجازی فعالیت میکنند، به کار میرود. عبارت “Brick and Mortar” (آجر و ملات) به مصالح فیزیکی مورد استفاده در ساختمانها اشاره دارد.
Business-To-Business (تجارت کسبوکار با کسبوکار) – همچنین رجوع شود به B2B: اصطلاحی برای تعریف ماهیت شرکتهایی که خدمات یا محصولات خود را به شرکتهای دیگر (و نه مصرفکننده نهایی) میفروشند.
حرف C
Calls-To-Action (فراخوان به اقدام) – همچنین رجوع شود به CTA: ارزشی در متن و طراحی که خواننده یا کاربر را به انجام یک کار خاص تشویق میکند؛ مانند خرید محصول، عضویت در خبرنامه یا ثبتنام برای اشتراک.
Charge Back (برگشت از پرداخت): کسر کمیسیون افیلیت به دلیل ناقص ماندن تراکنش فروش (مثلاً استرداد وجه به مشتری).
Click-Fraud (تقلب در کلیک): زمانی که برنامههای افیلیت بر اساس مدل “پرداخت بهازای کلیک” پاداش میدهند، اسکریپتهای خودکار یا افراد واقعی سعی میکنند با تظاهر به کاربر واقعی، کمیسیون غیرقانونی کسب کنند.
Click-Through-Rate (نرخ کلیک) – همچنین رجوع شود به CTR: یک روش اندازهگیری برای بررسی اینکه چه تعداد از بازدیدکنندگان روی تبلیغ یا لینک مورد نظر کلیک کرده و به صفحه فرود هدایت شدهاند.
Co-branding (برندسازی مشترک): زمانی که به همکار فروش اجازه داده میشود لوگو و برند خود را در صفحه فرودی که بازدیدکنندگان را به آن ارسال میکند، درج کند.
Commission (کمیسیون / حقالعمل): درآمدی که یک افیلیت آنلاین برای ایجاد فروش، لید یا کلیک (بر اساس تنظیمات فروشنده) دریافت میکند.
Commission Junction (کمیسیون جانکشن): یک شبکه افیلیت (Affiliate Network) بزرگ که فروشندگان را به ناشران متصل کرده و حسابهای کمیسیون، آمار و زیرساختهای لازم را فراهم میکند.
Contextual Link (لینک متنی / درونمتنی): ادغام لینک افیلیت در داخل یک متن مرتبط. این لینکها اغلب در خبرنامهها و مقالات تخصصی استفاده میشوند.
Conversion (نرخ تبدیل): زمانی که یک بازدیدکننده ارجاع شده، اقدام مورد نظر را انجام دهد و از یک بازدیدکننده صرف به یک ثبتنامکننده یا مشتری تبدیل شود.
Conversion Rate (نرخ تبدیل) – همچنین رجوع شود به CR: درصد کلیکهایی که منجر به فروش یا لیدِ شامل کمیسیون میشوند. نرخ تبدیل در بخشهای مختلفی اندازهگیری میشود: تبدیل تبلیغ PPC در گوگل، تبدیل بازدیدکنندگان ورودی به صفحه فرود، و تبدیل لیدهای ایجاد شده پس از ورود به سایت فروشنده.
Content Linking (لینکدهی محتوایی): پیادهسازی لینکها در محتوای وبسایت، مانند مقالات، پستهای انجمن یا نظرات.
Copywriting (کپیرایتینگ / تبلیغنویسی): فرآیند تولید متن با هدفی مشخص و برای گروه مخاطب هدف معین که از ابزارهای رایج بازاریابی است.
Cost-Per-Action / Acquisition (هزینه بهازای اقدام یا اکتساب) – همچنین رجوع شود به CPA: یک روش پرداخت در بازاریابی اشتراکی که در آن تبلیغدهنده تنها در ازای اقداماتی که بازدیدکنندگان ارجاعیافته انجام میدهند، به همکار فروش (Affiliate) پول پرداخت میکند؛ اقداماتی مانند فروش، زمانی که بازدیدکننده خریدی انجام میدهد.
Cost-Per-Click (هزینه بهازای کلیک) – همچنین رجوع شود به CPC: طرح پرداختی که توسط تبلیغدهندگان استفاده میشود و در آن بابت هر کلیکی که بازدیدکنندگان روی یک تبلیغ یا لینک انجام میدهند، به همکار فروش مبلغی پرداخت میشود.
Cost-Per-Lead (هزینه بهازای لید/سرنخ) – همچنین رجوع شود به CPL: مبلغ توافق شدهای که به ازای هر لید (مشتری بالقوه) ایجاد شده برای فروشنده، به همکار فروش پرداخت میشود. “لید” به مشتری اطلاق میشود که پتانسیل علاقه به محصول را دارد و اغلب از طریق بررسیها و جزئیات ارزیابی در وبسایتِ همکار فروش جذب شده است.
Cost-Per-Impressions (هزینه بهازای نمایش): طرح پرداخت تبلیغاتی بر اساس تعداد دفعات نمایش یک تبلیغ. روش معمول، پرداخت به ازای هر هزار بار نمایش است؛ به این معنی که تبلیغ باید حداقل هزار بار دیده شود (نه لزوماً کلیک) تا پرداختی صورت گیرد.
Cost-Per-Order (هزینه بهازای سفارش) – همچنین رجوع شود به CPO: هزینهای که بابت هر سفارشِ ثبت شده توسط افراد ارجاعی، به همکار فروش پرداخت میشود. معمولاً در برنامههای همکاری در فروش، درصدی از قیمت محصول به عنوان پاداش در نظر گرفته میشود.
Cost-Per-Mille (هزینه بهازای هزار نمایش) – همچنین رجوع شود به CPM: زمانی که یک تبلیغ هزار بار دیده شود (Mille در زبان لاتین به معنای هزار است)، به همکار فروش مبلغی پرداخت میشود. از این طریق، تبلیغدهندگان اطمینان حاصل میکنند که تبلیغ آنها به میزان کافی در وبسایتِ همکار، در معرض دید و جایگذاری مناسب قرار میگیرد.
Cost-Per-Visitor (هزینه بهازای بازدیدکننده) – همچنین رجوع شود به CPV: هزینهای که تبلیغدهندگان بابت هر بازدیدکننده ارجاعی توسط همکار فروش میپردازند. این هزینه معمولاً بر اساس کلیک روی تبلیغی که به صفحه فرود تبلیغدهنده لینک شده، اندازهگیری میشود.
CPA (هزینه بهازای اکتساب): به این معناست که هر ثبتنام یا جذب مشتری جدید، یک پرداختی برای همکار فروش و یک هزینه برای برنامه اشتراکی ایجاد میکند؛ هزینهای که برای واداشتن یک کاربر/بازدیدکننده به انجام کاری مثل خرید اشتراک صرف شده است.
CPC (هزینه بهازای کلیک): هزینهای که برای ترغیب کاربر به کلیک روی یک بنر یا تبلیغ متنی صرف میشود. فروشنده بابت هر بازدیدکننده ارجاعی (بابت هر کلیک یکتا/Unique) به همکار فروش مبلغی میپردازد.
CPL (هزینه بهازای لید): هزینه بابت هر لید (مشتری احتمالی) که همکار فروش ایجاد میکند. لید بازدیدکنندهای در نظر گرفته میشود که به سایت تبلیغدهنده هدایت شده و بر اساس آموزش یا آگاهیبخشی که توسط همکار فروش صورت گرفته، به مشتری شدن علاقه نشان داده است.
CPM (هزینه بهازای هزار نمایش): بسیاری از تبلیغدهندگان به جای پرداخت برای کلیک یا فروش، ترجیح میدهند برای نمایش تبلیغ خود به تعداد دفعات زیاد هزینه کنند؛ بنابراین تنها زمانی هزینه پرداخت میکنند که تبلیغ هزار بار دیده شده باشد.
CPO (هزینه بهازای سفارش): نوعی از کمیسیون که شامل پاداش به همکار فروش در هنگام ثبت سفارش توسط بازدیدکننده ارجاعی است. در این مدل، درصدی از فروش نه تنها برای خرید اول، بلکه گاهی برای تمامی خریدهای آینده آن مشتری نیز به همکار پرداخت میشود.
CPV (هزینه بهازای بازدیدکننده): مشابه هزینه بهازای کلیک است که در آن همکار فروش بابت هر ارجاع به صفحه فرودِ تبلیغدهنده، کمیسیون دریافت میکند.
CTR (نرخ کلیک): نسبت تعداد نمایش به تعداد کلیک (تعداد کلیک تقسیم بر تعداد نمایش). این شاخص نشان میدهد که چه میزان از بازدیدکنندگان پس از کلیک بر روی لینک، منجر به فروش یا سفارش شدهاند.
Customer Bounty (پاداش جذب مشتری): مبلغ کمیسیونی که بابت هر مشتری جدید که افیلیت به سمت فروشنده هدایت میکند، پرداخت میشود.
Customer Service (خدمات مشتریان): بخشی از کارکنان کسبوکار که وظیفه پشتیبانی از مشتریان فعلی و آینده را بر عهده دارند.
حرف E
eBusiness (کسبوکار الکترونیک): اشاره به هرگونه فعالیت تجاری و بیزینسی دارد که بر بستر وب انجام میشود.
EPC – همچنین رجوع شود به Earnings-Per-Click: میانگین درآمد حاصله بهازای هر کلیک (یا هر صد کلیک). این شاخص با نرخ تبدیل و درآمد بهازای هر لید (سرنخ) در ارتباط است.
Earnings-Per-Click (درآمد بهازای کلیک) – همچنین رجوع شود به EPC: میانگین مبلغ درآمدی که بهازای هر کلیک روی تبلیغات ایجاد میشود.
E-commerce (تجارت الکترونیک): واژهای برای تعریف روابط تجاری موجود بر بستر سیستمهای الکترونیکی مانند اینترنت.
E-tailing (خردهفروشی آنلاین): سادهترین تعریف آن، خردهفروشی در اینترنت است؛ یعنی فروش محصولات خردهفروشی خریداریشده در فضای وب.
Eye Tracking (ردیابی چشم): مطالعهای پژوهشی برای اندازهگیری الگوهای حرکت چشم افراد. این روش برای مشاهده نحوه بررسی (اسکن) وبسایتها و محتوای متنی توسط کاربران اینترنت جهت یافتن اطلاعات، استفاده میشود.
Exit Popups (پاپآپهای خروج): پنجرههای بازشوندهای (Pop-ups) که تنها زمانی ظاهر میشوند که بازدیدکننده قصد ترک سایت و رفتن به یک وبسایت خارجی را دارد.
حرف F
Face-To-Face (چهره به چهره): ارتباط حضوری و آفلاین بین دو یا چند نفر.
FFA (لینکهای آزاد برای همه): مخفف Free For All؛ به لینکهایی گفته میشود که برای اضافه کردن آنها هیچ پیشنیاز یا محدودیتی وجود ندارد.
حرف G
Google Ads (گوگل ادز): ابزار تبلیغات کلیکی (PPC) گوگل و منبع اصلی درآمد آن. تبلیغات بر اساس کلمات کلیدی مختلف ساخته میشوند و جایگاه آنها بر اساس یک سیستم مزایده (Bidding) تعیین میشود؛ به این صورت که بالاترین قیمت پیشنهادی، بالاترین جایگاه را میگیرد. این تبلیغات در بالا، پایین و طرفین نتایج جستجو نمایش داده میشوند و شامل یک عنوان و توضیحات کوتاه هستند.
Google AdSense (گوگل ادسنس): سیستم نمایش تبلیغات گوگل در وبسایتهای دیگر. همکاران فروش (ناشران) انتخاب میکنند که تبلیغات بر اساس چه کلمات کلیدی نمایش داده شوند و بابت کلیکهای انجام شده روی این تبلیغات، کمیسیون دریافت میکنند.
Gross Profit (سود ناخالص): نتیجه حاصل از محاسبه درآمد پس از کسر هزینههای مستقیم تولید کالا یا ارائه خدمات.
حرف H
Hit (هیت / دفعات مراجعه): هر بازدید از سایت یک “هیت” محسوب میشود. “هیتِ یکتا” (Unique Hit) تنها برای اولین بازدیدِ هر کاربر محاسبه میگردد.
Hosted Co-Registration (ثبتنام مشترک میزبانیشده): پیشنهاد یک سرویس یا محصول داخلی اضافی (مثلاً عضویت در خبرنامه) به بازدیدکننده، دقیقاً در زمانی که در حال پر کردن فرم ثبتنام اصلی است.
Hybrid Model (مدل ترکیبی): یک مدل پرداخت کمیسیون در سیستم همکاری در فروش که چندین روش پرداخت را با هم ترکیب میکند (مثلاً ترکیب CPC و CPA).
حرف I
ICANN (آیکان): مؤسسه اینترنتی برای نامها و اعداد واگذار شده. سرویس مدیریت دامنههای سطح بالا (TLD)، نامهای دامنه و آدرسهای IP.
Image Ad (تبلیغ تصویری): نوعی تبلیغ که به تبلیغدهنده اجازه میدهد یک سرویس، محصول یا کمپین را به صورت گرافیکی معرفی کند. تصویر به صفحه فرود لینک شده و کلیکها را مستقیماً به آنجا هدایت میکند.
Impression (نمایش / ایمپرشن): زمانی که یک آگهی در یک وبسایت به یک کاربر نمایش داده میشود.
Incentive (مشوق / انگیزه): یک انگیزه تبلیغاتی برای تشویق بازدیدکنندگان یا مشتریان به انجام یک اقدام مطلوب.
iGaming (آیگیمینگ): شامل شرطبندی ورزشی، بازیهای کازینوی آنلاین، بینگو و سایر فعالیتهای قمار که در فضای آنلاین انجام میشود.
In-House (درونسازمانی / داخلی): معمولاً به تخصص، دانش، منابع یا خدماتی اشاره دارد که در داخل یک شرکت یا مجموعه موجود است.
Internet Marketing (بازاریابی اینترنتی): استراتژیهای بازاریابی توسعهیافته برای کسبوکارهای آنلاین مانند بازاریابی اشتراکی (Affiliate)، بازاریابی کلیکی (PPC)، بازاریابی حمایتی (Sponsored) و غیره.
IP-Tracking (ردیابی از طریق آیپی): روشی برای شناسایی اینکه کدام همکار فروش (Affiliate) بازدیدکننده مذکور را ارجاع داده است. با ذخیره آدرس IP بازدیدکننده هنگام ورود به صفحه فرود از طریق لینک افیلیت، فروشنده متوجه میشود کمیسیون خرید یا ثبتنام را باید به کدام همکار بپردازد. (روش رایج دیگر استفاده از Cookie است).
حرف J
Joint Venture (سرمایهگذاری مشترک / جیوی): زمانی که دو کسبوکارد برای ایجاد یک نهاد جدید با هم متحد شده و هر دو سرمایهگذاری میکنند؛ در نتیجه در سود ناخالص، کنترل و مالکیت شریک میشوند. این همکاری میتواند برای یک پروژه خاص یا یک مشارکت طولانیمدت باشد.
حرف K
Key Performance Indicators (شاخصهای کلیدی عملکرد) – همچنین رجوع شود به KPI: روشی در سازمانها برای ارزیابی پیشرفت بر اساس اهداف تعیین شده. راهی برای دیدن اینکه کدام منابع در موفقیت شرکت نقش داشتهاند. در این شاخص بر عملکرد داخلی شرکت مانند رهبری و مشارکت تأکید میشود و فرآیند تولید نادیده گرفته میشود.
Keyword (کلمه کلیدی): کلمه یا عبارتی که توسط صاحب کسبوکار آنلاین یا وبسایت به دقت انتخاب شده و در محتوا، عناوین، متا دیتا، متن اصلی و آدرس URL گنجانده میشود تا در موتورهای جستجو رتبه بالاتری کسب کند.
Keyword Density (تراکم کلمه کلیدی): روشی برای اندازهگیری میزان تکرار یک کلمه یا عبارت در یک صفحه وب. با به دست آوردن درصد تکرار کلمه نسبت به کل کلمات صفحه، اهمیت آن صفحه برای آن کلمه کلیدی مشخص میشود (کاربرد در سئو). همچنین برای جلوگیری از “اسپم” شناخته شدن توسط موتورهای جستجو بررسی میشود.
Keyword Placement (جایگذاری کلمه کلیدی): اشاره به قرارگیری کلمات کلیدی در محتوا و صفحات سایت دارد. جایگذاری درست میتواند تفاوت زیادی برای موتورهای جستجو و تجربه بازدیدکنندگان ایجاد کند.
Keyword Targeting (هدفگذاری کلمات کلیدی): استراتژی بازاریابی آنلاین برای بهینهسازی محتوای وبسایت بر اساس کلمات کلیدی مشخص جهت کسب رتبه بالا در موتورهای جستجو.
حرف L
Landing Page (صفحه فرود): صفحه وب طراحی و بهینهسازی شده توسط فروشنده برای دریافت ترافیک ارجاعی از وبسایتهای همکار (افیلیت). صفحه فرود اغلب برای ترغیب بازدیدکننده به انجام یک اقدام خاص، مانند خرید یا ثبتنام، بهینهسازی میشود.
Lead (لید / سرنخ): معمولاً به بازدیدکنندهای اطلاق میشود که توسط سایت همکار آگاه شده و با تمایل به ثبتنام یا خرید به سایت فروشنده ارجاع داده شده است. بسیاری از فروشندگان آنلاین بابت ایجاد لید به همکاران فروش کمیسیون پرداخت میکنند.
Lifetime Commissions (کمیسیونهای مادامالعمر): در این مدل، همکار فروش بابت هر خریدی که مشتری ارجاعی در طول کل چرخه عمر خود (تا زمانی که مشتری آن سایت است) انجام دهد، به طور مستمر کمیسیون دریافت میکند.
Link (لینک / پیوند): کلمه یا عبارتی که با کلیک روی آن، کاربر به یک صفحه وب داخلی یا خارجی دیگر هدایت میشود.
LS: مخفف LinkShare؛ یکی از شبکههای بزرگ همکاری در فروش (Affiliate Network).
حرف M
Marketing (بازاریابی): ابزاری برای کسبوکارها جهت گسترش آگاهی و ایجاد علاقه نسبت به محصولات یا خدماتشان؛ خواه برای برندسازی باشد و خواه برای فروش مستقیم کالا یا خدمات.
Merchant (فروشنده / پذیرنده): یک کسبوکار آنلاین که کالا یا خدماتی را بازاریابی کرده و میفروشد. فروشندگان برای ترغیب مصرفکنندگان به خرید، ثبتنام، پر کردن فرم یا بازدید از سایت، برنامههای همکاری در فروش (Affiliate Programs) ایجاد میکنند.
Microsoft adCenter: ارائهدهنده تبلیغات کلیکی (PPC) در وبسایت MSN و مرکز مدیریت خدمات تبلیغاتی مایکروسافت.
MLM (بازاریابی چندسطحی): سیستمی که در آن مشاوران، خردهفروشان یا شرکتهای فرانچایز، محصولات یک شرکت خاص را در ازای کمیسیون به فروش میرسانند. این مدل به شرکت اجازه میدهد در سطوح متعدد بازاریابی رشد کند.
حرف N
Non Hosted Co-Registration (ثبتنام مشترک غیرمیزبانیشده): ارائه پیشنهادات ثبتنام (مانند عضویت در خبرنامه) در زمانی که کاربر در حال ثبتنام در یک سرویس دیگر است (خارج از پلتفرم اصلی فروشنده).
حرف O
Online Marketing (بازاریابی آنلاین): استراتژیهای توسعهیافته برای کسبوکارهای اینترنتی جهت جذب بازدیدکننده به سایت و تبدیل آنها به مشتری. بازاریابی حمایتی، PPC و افیلیت مارکتینگ از استراتژیهای محبوب این حوزه هستند.
Opt-in (عضویت داوطلبانه): اشتراک در خبرنامه یا لیستهای ایمیلی بر اساس رضایت کاربر. اغلب در هنگام ثبتنام برای عضویت پیشنهاد میشود.
Opt-out (لغو اشتراک): قابلیتی که به دریافتکننده ایمیلهای ناخواسته یا اسپم اجازه میدهد از دریافت پیامهای بعدی جلوگیری کند. سرویسهای Opt-in معمولاً لینکی برای لغو اشتراک قرار میدهند؛ هرچند گاهی این کار باعث تأیید فعال بودن ایمیل برای اسپمرها و دریافت پیامهای بیشتر میشود.
Outsourcing (برونسپاری): خرید خدمات مورد نیاز از منابع خارجی به جای استفاده از منابع و نیروهای داخلی شرکت. این امر به ویژه در مورد وظایف کوچکتر رایج است.
حرف P
PageRank (پیج رنک): علامت تجاری ثبتشده توسط گوگل که برای رتبهبندی وبسایتها بر اساس تعداد و کیفیت بکلینکهای آنها استفاده میشود. این سیستم بر این مفهوم استوار است که اهمیت و کیفیت یک سایت را میتوان بر اساس تعداد سایتهای معتبر دیگری که به آن لینک دادهاند، تأیید کرد.
Paid Inclusion (گنجاندن پولی) – همچنین رجوع شود به PI: مشابه تبلیغات کلیکی، بسیاری از موتورهای جستجو در ازای دریافت هزینه، وبسایتها را در فهرست (Index) خود قرار میدهند تا فرآیند ایندکس شدن سریعتر انجام شود.
Payment Threshold (حد نصاب پرداخت): حداقل میزان کمیسیونی که یک همکار فروش باید کسب کند تا پرداختی به او صورت گیرد.
PayPal (پیپال): ارائهدهنده حسابهای پولی واسط برای انجام تراکنشهای آنلاین.
Pay-Per-Action (پرداخت بهازای اقدام) – همچنین رجوع شود به PPA: روش پرداخت کمیسیون به افیلیت بر اساس انجام یک اقدام خاص توسط ترافیک ارجاعی (مانند عضویت در خبرنامه یا خرید محصول).
Pay-Per-Click (پرداخت بهازای کلیک) – همچنین رجوع شود به PPC: سرویس تبلیغاتی که توسط موتورهای جستجو ارائه میشود و به فروشندگان اجازه میدهد در صفحه نتایج جستجو تبلیغ کنند. جایگاه آگهی از طریق سیستم مزایده مدیریت شده و فروشنده بابت هر کلیک هزینه میپردازد.
Pay-Per-Lead (پرداخت بهازای لید) – همچنین رجوع شود به PPL: مدلی که در آن افیلیتها از طریق وبسایتهای نقد و بررسی، مشتریان بالقوه را به سایت فروشنده هدایت کرده و در ازای آن کمیسیون دریافت میکنند.
Pay-Per-Sale (پرداخت بهازای فروش) – همچنین رجوع شود به PPS: دریافت کمیسیون بابت هر فروش انجام شده به مشتری ارجاعی. معمولاً درصدی از قیمت کالا یا خدمات به عنوان حقالعمل کسر میشود.
Plug-in (پلاگین / افزونه): یک قابلیت الحاقی به نرمافزاری که از قبل نصب شده است؛ که اغلب برای کاربران با نیازهای خاص ارائه میشود.
Pop-ups (پاپآپ): تبلیغاتی که هنگام ورود به یک سایت یا خروج از آن، در پنجرهای جداگانه نمایش داده میشوند.
Portal (پورتال): یک درگاه وب که مجموعهای از اطلاعات و قابلیتها (ایمیل، موتور جستجو، اخبار و غیره) را از سراسر وب در یک جا جمعآوری کرده تا محتوای گستردهای به بازدیدکنندگان ارائه دهد.
PRP (طرح درصد درآمد): همکار فروش درصدی از خالص درآمد حاصل از هر مشتری ارجاعی را به صورت مادامالعمر دریافت میکند.
Privacy Policy (سیاست حریم خصوصی): یک بیانیه رسمی قانونی که توضیح میدهد اطلاعات شخصی کاربران در یک وبسایت چگونه استفاده میشود.
حرف R
Ranking Algorithm (الگوریتم رتبهبندی): الگوریتمی که برای رتبهبندی وبسایتها بر اساس ارزشهای خاص استفاده میشود. (مانند الگوریتم گوگل که بر پایه پیجرنک و ارزش بکلینکهاست).
Refer-a-friend (معرفی به دوستان): یک طرح تشویقی برای کاربران فعلی تا کسبوکار را میان دوستان خود تبلیغ کنند؛ این طرح معمولاً شامل کمیسیون یا پاداش است.
Revenue per lead (درآمد بهازای لید): شاخصی که قدرتِ تبدیل (Conversion) برنامه افیلیت و همچنین کیفیت لیدهای ارسالی شما را نشان میدهد.
Raw Visitor (بازدیدکننده خام): تعداد دفعاتی که یک صفحه مشاهده میشود (بدون در نظر گرفتن یکتا بودن کاربر).
Residual Earnings (درآمد رسوبی/مستمر): ساختار پرداختی که کمیسیونهای حاصل از یک مشتری را برای تمام مدت عمر مشتری (خریدهای آینده) به افیلیت پرداخت میکند.
Return on Investment (بازگشت سرمایه) – همچنین رجوع شود به ROI: محاسبه سود و مزایای حاصل از یک سرمایهگذاری خاص. معیاری برای سنجش میزان پولی که یک سرمایهگذاری تولید خواهد کرد.
Revenue Share (اشتراک در درآمد): تقسیم کل سود و زیان بین شرکای یک مجموعه. این مدل در افیلیت مارکتینگِ کازینو و پوکر رایج است که در آن افیلیت سهمی از سود یا ضرر بازیکن ارجاعی دریافت میکند.
ROAS (بازگشت هزینه تبلیغات): درصد درآمد حاصل شده در مقابل هزینههای صرف شده برای تبلیغات.
ROI (شاخص بازگشت سرمایه): درصد درآمد کسب شده نسبت به کل سرمایهگذاری. این شاخص نشان میدهد به ازای هر ۱ واحد پول سرمایهگذاری شده، چقدر بازگشت مالی داشتهاید.
حرف S
SAS (شیر-ای-سیل): مخفف Shareasale؛ یکی از شبکههای معروف و معتبر همکاری در فروش (Affiliate Network).
Scannable Text (متن اسکنپذیر/خوانش سریع): اصطلاحی برای تعریف الگوهای متفاوت مطالعه کاربران در وب نسبت به سایر رسانهها. کاربران اینترنت معمولاً محتوا را “اسکن” میکنند (روزنامهوار میخوانند)؛ از این رو استفاده از تیترها، متون پررنگ (Bold) و لیستهای نشانهدار (Bulletin points) برای ایجاد یک متن اسکنپذیر بسیار حیاتی است.
SEM (بازاریابی موتورهای جستجو) – همچنین رجوع شود به Search Engine Marketing: فرصتهای بازاریابی که موتورهای جستجو در اختیار کسبوکوارها قرار میدهند، مانند تبلیغات کلیکی (PPC) و جستجوهای تحت حمایت (Sponsored search).
SEO (بهینهسازی برای موتورهای جستجو) – همچنین رجوع شود به Search Engine Optimization: تغییرات و اصلاحات انجام شده روی یک وبسایت (مانند بهکارگیری کلمات کلیدی و ایجاد بکلینک) به منظور بهینهسازی محتوا برای موتورهای جستجو.
SEO Copy (کپی سئو): تبلیغنویسی (Copywriting) با هدف ارتقای سئو و رتبه وبسایت در موتورهای جستجو.
Search Engine (موتور جستجو): پلتفرم راهبری که به کاربران اینترنت کمک میکند بر اساس کلمات کلیدی، وبسایتها و اطلاعات مورد نظر خود را بیابند (مانند گوگل، یاهو و اماسان).
Search Engine Results Page (صفحه نتایج موتور جستجو) – همچنین رجوع شود به SERP: صفحهای که موتور جستجو در پاسخ به کلمه کلیدی جستجو شده توسط کاربر نمایش میدهد.
Search Marketing (بازاریابی جستجو): استراتژی بازاریابی اینترنتی که توسط موتورهایی مثل گوگل و یاهو ارائه میشود. در این مدل، آگهیهای PPC در صفحه نتایج نمایش داده میشوند و جایگاه آنها از طریق سیستم مزایده تعیین میگردد.
Second-Tier System (سیستم سطح دوم) – همچنین رجوع شود به 2-Tier System: برخی برنامههای افیلیت پاداش ثانویهای در نظر میگیرند؛ به این صورت که اگر یک همکار، همکار جدیدی را به برنامه معرفی کند، بابت فروشها یا اقداماتی که آن فرد جدید انجام میدهد نیز کمیسیون دریافت میکند.
Site Map (نقشه سایت): صفحهای از وبسایت که شامل فهرستی از تمام صفحات موجود در سایت است. این نقشه به بازدیدکنندگان و موتورهای جستجو دید کلی از ساختار و اندازه وبسایت میدهد.
Social Bookmarking (نشانهگذاری اجتماعی): جوامع آنلاین که به کاربران اجازه میدهند آدرس سایتها را ذخیره، دستهبندی و با دیگران به اشتراک بگذارند؛ این کار منبعی جایگزین برای موتورهای جستجو جهت راهبری در وب است.
Social Media (رسانههای اجتماعی): پلتفرمهایی بر پایه شبکهسازی و تعاملات اجتماعی، مانند انجمنها، وبلاگها و تالارهای گفتگو.
SPAM (اسپم): پیامهای ناخواسته و مزاحم که اغلب با اهداف فریبکارانه ارسال میشوند و عمدتاً صندوق ورودی ایمیلها را پر میکنند.
Spyware (جاسوسافزار): نرمافزاری که مشابه ویروس، بدون اطلاع کاربر روی کامپیوتر نصب میشود. علاوه بر جمعآوری اطلاعات شخصی، این نرمافزارها میتوانند کنترل سیستم را به دست گرفته و برنامههای دیگری را دانلود کنند.
SPV (فروش بهازای بازدیدکننده) – همچنین رجوع شود به Sales-Per-Visitor: شاخصی آماری برای محاسبه میانگین مبلغ فروش به دست آمده از هر بازدیدکننده.
Stickiness (چسبندگی سایت): میزانی که یک وبسایت میتواند بازدیدکننده را در خود نگه دارد؛ این شاخص مدت زمان حضور کاربر در سایت را میسنجد و نشاندهنده جذابیت محتواست.
Storefront (فروشگاه آماده): یک صفحه HTML پیشساخته با لینکهای افیلیت داخلی که محصولات جدید یا تخصصی را نمایش میدهد.
Super Affiliate (سوپر افیلیت): اصطلاحی برای همکاران فروش بسیار موفق و پردرآمد.
حرف T
Targeting (هدفگیری): فرآیند تصمیمگیری کسبوکارها برای تعیین و مشخص کردن گروه مخاطب هدفِ مورد نظرشان.
Targeted Marketing (بازاریابی هدفمند): تمرکز بر یک بازار گوشهای (Niche) و هدف قرار دادن گروه خاصی از مصرفکنندگان. این استراتژی به جای تلاش برای پوشش دادن تمام بازارها، تمام توان بازاریابی را صرف یک گروه خاص میکند.
Terms of Service (شرایط استفاده) – همچنین رجوع شود به TOS: قوانین و مقرراتی که معمولاً هنگام عضویت در یک سرویس یا سایت باید تایید شوند. این شرایط تقریباً همیشه از نظر قانونی لازمالاجرا هستند.
Testimonials (توصیهنامهها / نظرات مشتریان): نظرات و دیدگاههای مشتریان درباره یک محصول یا خدمت که شرکتها از آنها برای تایید کیفیت و تبلیغ استفاده میکنند.
Text Link (لینک متنی): کلمه، عبارت یا جملهای که برای پیوند دادن به یک صفحه داخلی یا خارجی استفاده میشود.
Tools (ابزارها): اپلیکیشنها، نرمافزارها، پلاگینها، استراتژیها، خدمات یا محصولاتی که برای مدیریت و پیشبرد کارها به کار گرفته میشوند.
TOS (مخفف Terms of Service): همان شرایط خدمات که در دنیای افیلیت به آن Affiliate Agreement (قرارداد همکاری) نیز گفته میشود.
Tracking (ردیابی): فرآیند شناسایی منشأ بازدیدکنندگان صفحه فرود برای اطمینان از اینکه همکاران فروش (Affiliates) کمیسیون دقیق خود را بابت ارجاعها دریافت میکنند.
Tracking Method (روش ردیابی): شیوههای مختلف برای ردیابی ارجاعها که رایجترین آنها استفاده از لینکهای اختصاصی در تبلیغات یا ردیابی از طریق کوکیهای (Cookies) بازدیدکنندگان است.
Traffic (ترافیک): تعداد کاربران اینترنتی (جدید یا بازگشتی) که از یک وبسایت بازدید میکنند.
Tutorials (آموزشها): محتوای آموزشی وب که معمولاً در بخش پشتیبانی سایتها برای یادگیری نحوه کار با ابزارها یا نرمافزارها قرار داده میشود.
Two-tier affiliate marketing (بازاریابی افیلیت دو-سطحی): مدلی که در آن همکاران فروش میتوانند افراد دیگری را زیرمجموعه خود کنند. همکار اصلی زمانی که زیرمجموعهاش (سطح دوم) کمیسیونی کسب کند، درصدی پاداش دریافت میکند.
حرف U
Unique Click (کلیک یکتا): به تبلیغدهنده اجازه میدهد ببیند چند فردِ مجزا روی تبلیغ کلیک کردهاند. در یک بازه زمانی مشخص، به ازای هر فرد و هر آدرس IP تنها یک کلیک “یکتا” محسوب میشود.
Unique Selling Point/Proposition (مزیت رقابتی یکتا) – همچنین رجوع شود به USP: ارائه یک مفهوم، محصول یا خدمت خلاقانه و متمایز که مشابه آن قبلاً دیده نشده و باعث برتری نسبت به رقبا میشود.
Unique Visits (بازدیدهای یکتا): روشی برای اندازهگیری حجم واقعی ترافیک؛ حتی اگر یک نفر چندین بار وارد سایت شود، در آمار تنها اولین بازدید او به عنوان بازدید یکتا ثبت میشود.
Upload (بارگذاری / آپلود): نقطه مقابل دانلود؛ فرآیندی که کاربر فایلهایی مانند ویدیو یا اسناد را به یک سرور وب منتقل میکند.
URL (نشانی وب): آدرس دقیق یک وبسایت در مرورگر که ویژگیهای آن را نیز مشخص میکند (مثلاً http:// نشاندهنده استفاده از پروتکل انتقال ابرمتن است).
URL Tracking (ردیابی یو-آر-ال): تکنیکهایی برای اطمینان از ثبت شدن اعتبار بازدیدکننده به نام افیلیت، که میتواند از طریق کدهای اختصاصی در لینک یا استفاده از کوکیها انجام شود.
Usability (قابلیت استفاده / کاربردپذیری): معیاری برای سنجش میزان سادگی و راحتی کاربر در کار با یک سایت یا نرمافزار برای رسیدن به هدف مورد نظر (User-Friendly بودن).
حروف V, W, Y
Viral Marketing (بازاریابی ویروسی): استراتژی تمرکز بر آگاهی از برند از طریق تشویق مشتریان به تبلیغ دهانبهدهان و انتشار محتوا در شبکههای اجتماعی و انجمنها.
VPV (ارزش بهازای بازدیدکننده): شاخصی که از تقسیم میزان فروش بر تعداد کل بازدیدها به دست میآید.
Yahoo SM (بازاریابی جستجوی یاهو): سرویس تبلیغات حمایتی یاهو که اجازه تبلیغات کلیکی (PPC) را در شبکه یاهو میدهد.
دیدگاهتان را بنویسید