تاریخ:می 17, 2021

چطور به بقیه بفهمانید پوکر قمار نیست؟

تامی آنجلو – چرا پوکر قمار نیست؟ «ترجیح می دهم لخت بگردم تا اینکه کُتی که دنیا برایم دوخته را تن کنم.» دوروتی آلیسون این جمله را نوشته است و خواهرم آن را روزی که تبدیل به بازیکن حرفه ای پوکر شدم، برایم قاب شده، فرستاده است.

مقدمه

لحن آلیسون یاغی تر از تیپ شخصیتی من است، ولی حس و حال آن در مورد من و بسیاری دیگر درست است: خانواده، دوستان و معشوقه های عزیز، نمی توانید مرا مجبور کنید کسی باشم که شما فکر می کنید.

وقتی کسی که ترجیح می دهد لخت بگردد، پوکر را کشف می کند و بعد بیشتر در آن غرق می شود و باز هم بیشتر در آن فرو می رود، آن را یاد می گیرد، آن را درک می کند و خدای من، در آن برنده می شود، قوانین دنیا در کسری از ثانیه دچار تغییر می شود: شاید آزادی مالی و احساسی من از راه پوکر می گذرد.

بعد نوبت این مکالمه می رسد. مادر به دختر یا پسرش می گوید: «نگرانم. می ترسم تبدیل به معتادِ قمار بشی.»

دختر یا پسر پاسخ می دهد: «ولی، مامان، پوکر قمار نیست!»

و مادر فکر می کند: «وضعیتش بدتر از چیزیه که فکر می کردم. بچه ام همه چیز رو انکار می کنه. فکر می کنه شرط بستن روی بازی کارتی قمار نیست!»

در حالی که در همین شرایط، پسر یا دختر با خودش فکر می کند: «هیچ وقت درک نمی کنه. هیچ کدومشون هیچ وقت درک نمی کنن. خانواده ام هیچ درکی از محاسبه ارزش مورد انتظار وقتی طیف های دو قطبیشون رو تحت تاثیر قرار می ده، نمی دونن.»

بعد نوبت دوستان و آشناهایتان می رسد. ایمیل یکی از کارآموزانم را مرور می کنیم که موضوع را به خوبی نشان می دهد:

«از آن نگاه مردم وقتی تلاش می کنم شانس در کوتاه مدت و برتری در بلند مدت را برایشان توضیح دهم، متنفرم. طوری به من نگاه می کنند که انگار دیوانه شده ام در حالی که تلاش می کنم معنای زندگی را برایشان توضیح دهم.»

بفهمید که پوکر قمار نیست!

کودن ها. نفهم های قابل ترحم. اگر چشم هایشان را باز می کردند، می دیدند، ولی سخت است. فهماندن اینکه پوکر بازی انتخاب و نه شانس است به آن ها سخت است و البته آوانتاژی است که به افرادی که بهترین تصمیم ها را می گیرند تعلق دارد. این گروه از انسان ها هم جنگجویان قدرتمندی هستند که تمام محدودیت های توانایی طبیعت انسان چه بد و چه خوب را به چالش می کشند.

توضیح این مساله امروز خیلی سخت تر از دیروز است. زمان قبل از پخش پوکر از تلویزیون را تصور کنید. البته می دانم سخت است. آن موقع، وقتی کسی خودش را بازیکن تمام وقت پوکر می خواند، ابروهای مردان بالا می رفت و زنان نگاهشان را به سویی دیگر برمی گرداندند.

این روزها چندان به این شکل نیست. چیزی که قبلا پاتوقی برای سطوح پایین بود، الان همه را راه می دهد. پدری در مورد پسرش برایم نوشته بود. او تصمیم گرفته بود هزینه تحصیل فرزندش در دانشکده حقوق را بپردازد. الان هم می خواست با استخدام من برای مربیگری او، دوران پوکر پسرش را حمایت مالی کند.

به نظرتان چه شده بود که این پدر به موفقیت فرزندنش به عنوان پوکرباز حرفه ای، ایمان پیدا کرده بود؟ به نظرتان بردهای چند جوان حرفه ای در پوکر را از تلویزیون دیده بود و به نظرش فرزندش هم می تواند همانند آن ها شده و پول خوب به جیب بزند؟

اصلا این طور نیست. این پدر به من گفت پسرش طی 3 سال گذشته، از هیچ رنج و کوششی برای یادگیری پوکر فروگذار نکرده و یک سال اخیر، برنده بوده است. دیده بود و باور کرده بود.

نتیجه گیری

اجازه دهید در خصوص عشق صحبت کنیم. سوال قابل تامل دیگری که از مشتری دیگری شنیدم، این بود: «چطور می توانم نامزدم را قانع کنم پوکر نسبت به کار کردن برای یک عوضی که هر لحظه اراده کند، اخراجم می کند، درآمد بلند مدت قابل اتکاتری برایمان فراهم می کند؟»

به این شکل: اگر پوکر باز حرفه ای هستید یا تلاش می کنید باشید و وارد رابطه عاشقانه با کسی می شوید که به نظرش کارت خوانی کاری است که کف بین ها و فال بین ها می کنند، در مسیرهای متفاوتی قرار دارید. بی شک باعث اختلاف و اغلب کنایه بین شما خواهد شد. مثلا جان برای قرار ملاقاتش با مِری (که قبلا او را ندیده است)، به رستوران می رسد. مِری هم فکر می کند قرار است با یکی از اقوام که مدت ها است ندیده، دیدار کند. مکالمه درهم برهمی شکل می گیرد تا بالاخره می فهمند اشتباه کرده اند.

در داستان رابطه عاشقانه جدید شما، شما در مسیر قدم می گذارید که برای دهه ها پول خوب دربیاورید و پارتنرتان انتظار فقط و گروه های حمایتی (Support Groups) را می کشد. با این حال، مشکلی نیست، چون فیلم نامه ها را می شود دوباره نوشت.

به شما بستگی دارد که به عنوان بازیکنی با ذهنیت حرفه ای، این کار را انجام دهید و فیلم نامه خود را برای خانواده، دوستان و معشوقه های خود بنویسید و همه را به رویکردی واحد برسانید. تنها راهی که سبب می شود زندگی رضایت بخشی به عنوان پوکرباز تمام وقت داشته باشید، همین است. همان طور که در صنعت نویسندگی می گویند: نگویید، نشان دهید.

اشتراک گذاری

مهندس صنایع، علاقمند به بازی به خصوص بازی های ورق، نویسنده آزاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *